على ربانى گلپايگانى

292

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

4 - قضاياى حمل شايع بالعرض : مانند : الجسم ابيض ، كه موضوع مصداق ذاتى و حقيقى محمول نيست ، در محكى عنه و مطابق اين قضايا نيز نسبت و ربط تحقق ندارد ؛ زيرا اگر مشتق را مركب دانسته و ذات ( جسم ) را در مشتق ( ابيض ) مأخوذ بدانيم ، حكم اين قضايا ، حكم قضاياى قبل خواهد بود ، زيرا در اين صورت موضوع مصداق حقيقى محمول خواهد بود . و اگر مشتق را بسيط بدانيم و بگوئيم فرق ميان مشتق و مبدء ( ابيض و بياض ) از قبيل فرق ميان « لا به شرط » و « به شرط لا » است ، در اين صورت با توجه به اينكه مشتق مأخوذ به لا به شرط است ، و لا به شرط هم از حمل و اتحاد با غير إبائى ندارد ، موضوع از اتحاد با محمول ابائى نخواهد داشت و در نتيجه ميان موضوع و محمول « هو هويت » تحقق مىيابد ، و قضيه مزبور حاكى همين هو هويت و اتحاد واقعى است ، و با فرض هو هويت و اتحاد عينى ، مجالى براى نسبت و ربط نخواهد بود ، نسبت متفرع بر مغايرت واقعى است . از اينجا وضع قضاياى سالبه نيز روشن گرديد ، زيرا از نظر محققان ، مفاد قضاياى سالبه ، سلب الحمل و نفى هو هويت است ، نه حمل سلب يا حملى كه سلب نام دارد . اكنون كه حكم واقع خارجى روشن گرديد ، وضع قضاياى معقوله و لفظيه هم روشن مىگردد . زيرا شكى نيست كه قضاياى معقوله و لفظيه ، با واقع خارجى مطابقت دارند و در اين صورت جز آنچه را كه در خارج محقق است حكايت نمىكنند ، حال اگر قضاياى معقوله و لفظيه مشتمل بر نسبت باشند ، باوجود اينكه واقعيت خارجى خالى از نسبت است ، همهء اين قضايا كاذب و غير مطابق با واقع خواهند بود ، بنابراين در هيچ‌يك از قضايا نه به اعتبار خارج و نه به اعتبار تعقل و تصور ذهنى و نه به اعتبار لفظ ، نسبتى در كار نيست « 1 » . اين نظريه با نظريه مصنف از يك جهت موافق و از جهت ديگر مخالف است . جهت موافقت اين است كه قضيه با همه اجزاء و خصوصيات خود حكايت

--> ( 1 ) تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 24 - 22 .